نگاهی کوتاه به روابط سی ساله ایران و آمریکا و چالش های موجود؛

یاسر فکری: یکی از مهمترین موضوعات مورد بحث در محافل سیاسی از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، مساله رابطه با آمریکا است. گروهی همواره به فکر رابطه با آمریکا بوده و گروهی دیگر معتقدند تا زمانی که آمریکا دست از خوی استکباری و شیطنت بر ندارد، نمی توان با او رابطه برقرار کرد.
در وضعیت کنونی صحبت از برقراری ارتباط بین دو کشور ایران و آمریکا حتی در سطح بسیار محدود و همگرایی آنان کار چندان آسانی نیست؛ چرا که دولتمردان ما در آغاز راه دچار تردیدهای فراوان شده اند که البته دلیل آن کاملاً روشن به نظر می رسد و آن حس بی اعتمادی است که به جهت رفتارهای نامناسب آمریکا با ملت ایران به وجود آمده است.
مهم نیست که کدام کشور در ابتدا رابطه را قطع کرده؛ آنچه که مهم به نظر می رسد این است که پس پیروزی انقلاب اسلامی و حرکت ضد استکباری که در ایران به وجود آمد روابط دو کشور قطع گردید و حتی شکل خصومت و دشمنی به خود گرفت و اکنون با گذشت سه دهه هنوز دو کشور نتواسته اند به نقاط مشترک حداقل برای تعامل بیشتر برسند.
پس از آنکه انقلاب اسلامی پیروز شد بذر بی اعتمادی به خاطر رفتارهای نامناسب آمریکا نسبت به ایران در بین ملت و سران حکومت ایران کاشته شد. در ادامه با به وجود آمدن حوادث گوناگون بی اعتمادی بین دو کشور شدت گرفت. به خصوص پس از آنکه برنامه هسته ای ایران برای اولین بار مطرح شد بی اعتمادی ابعاد تازه ای به خود گرفت و این در حالی است که در طول سه دهه اخیر هرگاه در مقاطع مختلف پیشنهاد صلح و آشتی از سوی یکی از دو کشور مطرح می شد به عنوان یک توطئه توسط کشور دیگر تلقی می شد. آمریکایی ها معتقد بودند که ایران کشوری غیرقابل اعتماد است و ایرانی ها نیز همین دیدگاه را شاید شدیدتر از آن را نسبت به آمریکائی ها داشتند.
عوامل متعددی در ایجاد حس بی اعتمادی ایران نسبت به آمریکا موثر بوده اند؛ از جمله اقدامات براندازانه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی؛ می توان مواردی از قبیل حمایت از دولت عراق در جنگ علیه ایران؛ حمله به سکوهای نفتی ایران و هواپیمای مسافربری در زمان جمگ تحمیلی؛ تحریم و سعی در به انزوا کشاندن ایران؛ جنگ تبلیغاتی – رسانه ای علیه جمهوری اسلامی؛ اقدامات خصمانه علیه برنامه هسته ای و نظایر آن را نام برد.
آنچه که موافقان بر قراری ارتباط با آمریکا نباید از یاد ببرند این است که رابطه با آمریکا و غرب همه مشکلات را برطرف نمیکند و تفکر این که با برقراری ارتباط بتوانیم تمامی مشکلات موجود را برطرف نماییم تفکری عوامانه است و باید از سطحی نگری اجتناب نمود. البته مخالفت با هرگونه مذاکره و حل مشکلات و چالش های موجود بین ایران و آمریکا و نهایتاً پایان دادن مسائل مربوط به پرونده هسته ای از این طریق تقکری غلط بوده و منجر به بن بست رسیدن و ناتوانی در حل مشکلات موجود است. در عرصه دیپلماسی زمانی به بیراهه رفته و به بن بست خواهیم رسید که از دشمن خود به هر دلیلی دشمنی دائمی برای همه زمانها بسازیم. در چنین شرایطی بیشتر از هر چیزی تحت تأثیر آن قرار گرفته و با آن زندگی خواهیم کرد. به نظر می رسد رابطه ایران و آمریکا این گونه شده است.
دو کشور ایران و عراق هشت سال جنگیدند با این حال شاهدیم که اکنون روابط صمیمانه ای با هم بر قرار کرده و در حل مشکلات منطقه با کمک یکدیگر نقش اساسی را ایفا می کنند.
اکنون با پایان یافتن مذاکرات ژنو و توافقات به دست آمده در رابطه با پرونده هسته ای تنها صهیونیستها و برخی از کشورهای عربی منطقه به خصوص عربستان ناراضی به نظر می رسند. صهیونیست ها همواره از سردی روابط ایران و غرب استقبال می کنند و همواره سعی دارند از عدم رابطه میان آمریکا و ایران در جهت منافع خود بهره برداری کنند و کشورهای عربی هم به خوبی می دانند حل مسئله ای هسته ای ایران و نزدیکی روابط ایران و غرب و به خصوص آمریکا ضریب نفوذ ایران در منطقه را افزایش داده و در نتیجه ایران نقش اساسی و تاثیرگذار در منطقه خواهد داشت که این موضوع به هیچ وجه خوشایند آنان نیست. از سوی دیگر به نظر می رسد که برخی از کشورهای قدرتمند به لحاظ سیاسی و اقتصادی مثل روسیه و چین چندان تمایلی به نزدیک شدن ایران به غرب نداشته باشند؛ چرا که با وجود چنین وضعیتی منافع آنان در ایران بهتر و آسان تر تامین می شود.
رابطه ایران و آمریکا با توجه آنچه که تا کنون شاهد بودیم دارای موانع و چالش های خاص خود می باشد. یکی از چالش های موجود برای دولتمردان آمریکا به دست آوردن اعتماد ایرانیان است که بدون شک به پس سال ها خصومت و دشمنی کار آسانی به نظر نمی رسد. با نگاهی به افکار عمومی مردم ایران به خوبی می توان به این موضوع پی برد. توجیه برقراری رابطه با ایران یکی دیگر از چالش های پیش روی برای سران کاخ سفید محسوب می شود؛ بدین معنی که اوباما و دولتمردان آمریکا روابط را نه برای ملت خود، بلکه برای اسرائیل و برخی از متحدان عرب منطقه باید توجیه کنند.
چالشهای میان دو کشور بسیار عمیقتر از آن چیزی است که تصور می شود. در چنین شرایطی نمی توان به سادگی از مذاکره و رابطه دوستانه میان دو کشور صحبت کرد. اگرچه برقراری ارتباط یا حداقل تعامل دو کشور ضمن اینکه مقدماتی لازم دارد و نیازمند یک پروسه زمانبر است اما در عین حال، این بحث به معنی غیر ممکن یا محال بودن مذاکره و حل مشکلات موجود نیست؛ زیرا حداقل در ابعاد مختلف زمینههایی وجود دارد که تعامل میان دو کشور را تحت شرایط خاصی ممکن می سازد. برای ایران بازگشت به وضع پیش از تحریمها در حالی که بتواند برنامه هسته ای خود را هم دنبال کند یک مزیت به حساب میآید؛ برای ایالات متحده مواردی مانند استفاده از توانایی ایران در حل مشکلات منطقه به خصوص بحران سوریه و پیگیری منافع اقتصادی انگیزه لازم برای مذاکره و رسیدن به توافقات جامع را فراهم می آورد. با تمامی این اوصاف تجربه ثابت نموده روابط بین این دو کشور چندان قابل پیش بینی نیست و می بایست صبر کرد و دید که نتیجه مذاکرات آینده چگونه خواهد بود.
با تشکر از جناب آقای یاسر فکری - تدبیر شرق.