چند لطیفه امتحانی از سایت های مختلف دیدم که براتون قرار میدم .
من
غلط بکنم ارشد شرکت کنم !
“دیالوگ ماندگار شب های امتحان”
-------------
تو این روزا اگه دیدین یه دانشجو نشسته
یه نگاه به افق میکنه یه
نگاه به گوشیش
باز یه نگاه میندازه به افق باز به گوشیش
بعد به افق خیره میشه بعد باز به گوشیش نگاه میکنه
بعد به افق خیره میشه و تو افق نیست و نابود میشه
بدونین داره با گوشیش معدلشو حساب میکنه
ببینه مشروط میشه یا نه !
--------------------
همه با هم یک صدا بخونیم
ﺗﺎب ﺗﺎب ﻋﺒﺎﺳﯽ ، اﺳﺘﺎد ﻣﻨﻮ ﻧﻨﺪازی !
“جمعی از دانشجویان مشروط”
----------------
شما
دانشجویین ؟ بعله !!
درس هم میخونین ؟ نه دیگه تا اون حد !
----------------
امتحان
وسیله س ، نمره دست استاده ،
الکی خودتو از اینترنت نندازی بشینی درس بخونی ها !
------------
سر
امتحان استادها سوالاتی میدن که ما تا حالا ندیدیم ؛
در عوض ما هم جواب هایی میدیم که اونا به عمرشون ندیدن !
-------------
بابام
اومده توی اتاقم
میگه پسرم شارژ اینترنتت تموم شده؟
میگم نه !
میگه پس چرا داری درس می خونی؟
------------------
قابل
توجه اونایی که سر کلاس میگفتن کوووو تا آخر ترم :
الان رسیدیم به همون “کوووو” ، پیاده بشید و از مناظر لدت ببرید !
--------------
توهمی
که هیچوقت عملی نشد :
امروز از اینجا تا اینجا میخونم فردا بقیشو …
و دیگر هیچ !
----------------
یه چیز میگم امکان نداره دانشجو باشی و
تایید نکنی :
صبح بخوابی
سر کلاس نری
دوستات بگن استاد نیومد
ای حال میده ، ای حال میده !
-------------
من
نمیدونم این اساتید چشونه ؟!
خب عزیز من شما که داری ۹٫۵ میدی خب بده ۱۹٫۵ !! که چی مثلا ؟
یه ۱ مگه چقدر جوهر مصرف میکنه ؟
برگرفته از وبلاگ استاد مهدی کریمی