مباحث اصول 2 دکتر جلسه اول و دوم حجت الاسلام والمسلمین دکتر علی محمد برنا دانشگاه آزاد تویسرکان
فتوای هر فقیه باید مستند به حجت باشد و حجت هر چیزی است که بتواند از ناحیه خداوند به هر دلیل شرعی تلقی شود مانند قرآن و روایات اهل بیت .بدون استناد به حجت فقیه نمی تواند فتوا دهد .
1- چه چیزهایی در نزد خداوند حجت است؟
حجت از نظر لغت به معنای دلیلی است که بتواند به وسیله آن برای دیگری دلیل آورد .
اما از نظر اصولیون حجت هر چیزی است که متعلق خود را ثابت کند لذا به درجه قطع و یقین نمیرسد بر اساس این تعریف قطع از تعریف حجت خارج می شود زیرا قطع حجیت ذاتی دارد و حجتی که نزد اصولیون بحث می شود و به آن اماره گفته می شود و دلیل و طریق نیز به آن گفته می شود نیازمند جعل شارع نیست .
2- مدلول کلمه اماره و ظن معتبر؟
مقصود فقها از لفظ اماره همان ظن معتبر است یعنی ظنی که شارع آن را حجت قرار داده و فقیه می تواند به آن استناد کند و فتوا دهد مانند خبر واحد که به آن ظن خاص گفته می شود و در مقابل مطلق ظن است مانند حکم سرقت قطع دست است (قطعی)
و خبر واحد (ظن)
3- ظن نوعی :
به این معناست که امارات برای قالب مردم و نوع آنها ظن آور است .
4- تفاوت اماره و اصل عملیه :
اصول عملیه عبارتند از اصل استصحاب و اصل برائت و اصالةالاحتیاط.
در جایگاه فتوا دادن اگر امارهای وجود داشته باشدفقیه حق مراجعه به اصول عملیه را ندارد و از همین رو میگویند که اصل در جایی دلیل است که دلیل دیگری وجود نداشته باشد ((زمانی میتوان به اصل عملیه رجوع کرد که اماره نباشد زیرا موضوع تمام اصول عملیه شک است و با اقامه اماره شک از بین میرود ))
5- ملاک اثبات حجیت امارات چیست ؟
شکی نیست که ظن به خودی خود حجت نیست و فقیه نمیتواند بر اساس آن فتوا دهد زیرا خداوند متعال میفرماید ظن و گمان در هیچ اندازهای ما را از حق بینیاز نمیکند و در سوره انعام آیه 116 میفرماید (( إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ )) { این کافران تنها از گمان پیروی مینمایند، و تخمین و حدس (واهی) میزنند. } بنابراین
اصل اولیه این است که ظن حجت نیست و نمیتوان به آن استناد نمود مگر ظنی که شارع آن را حجت قرار داده باشد و به دلیل قطعی حجیت آن برای ما ثابت شود مانند عمل به خبر واحد .
ظن از آن جهت که ظن است حجت مگر دلیل قطعی از ناحیه شارع اقامه شده باشد که به آن ظن معتبر یا ظن خاص گفته میشود و به این جهت به امارات معتبر طریق علمی گفته میشود زیرا حجت بودن آنها علمی و قطعی است.
6- حجیت علم ذاتی است :
قطع منعکس کننده واقع است و عقل حکم به وجوب تبعیت از قطع مینماید و لذا نیازمند این نیست که شارع آن را حجت قرار دهد. حجیت قطع ذاتی است و باید از قطع پیروی کند.
و این به این معناس تکه قطع به خودی خود راه رسیدن به واقع است به این جهت که کسی به رسیدن قطع حجیت دارد از قطع خود تبعیت میکند بدین جهت لازم نیست که شریعت بگوید به قطع خود عمل کن.
مثال 1 : قبل از اینکه پیامبری بیاید شما قطع کنید که خدایی هست .
مثال 2 : اعتقاد به وجود پیغمبر امری تعبدی نیست و از قراین میفهمیم که این پیغمبر خداست .
پس قطع به خودی خود حجت است به این معنا که الف )) پیروی از قطع و عمل به آن واجب است . ب)) قطع راهی است که از آن راه انسان نسبت به واقعیت مطمئن میشود.
به این جهت حجیت قطع و طریقت آن ذاتی است و قابل نفی و اثبات نیست .
7- جایگاه حجیت امارات :
همچنانکه گفته شد امارات چون مفید ظن هستند به خودی خود حجت نیستند مگر اینکه ما دلیل قطعی از شریعت پیدا کنیم که برخی از این امارات حجتند مانند حجیت خبر واحد.
نکته : اصولیون میگویند امارات حجتند حتی جاییکه مکلف بتواند به قطع برسد مثلا" اگر فرد بتواند به سفر برود و به خدمت امام معصوم وحکم خدا را ار امام سوال کند این کار بر او واجب نیست بلکه میتواند به خبر واحد عمل کند و از مراجعه به امام معصوم خودداری نماید و در آینده به این سؤال پاسخ داده خواهد شد که چگونه میتوان با فرض دسترسی به علم ما به امارات ظنیه عمل نماییم در حالیکه اگر این امارات در بعضی موارد خلاف واقع باشند موجب از دست رفتن مصلحت واقعی میشود.
8- احکام میان عالم و جاهل :
خداوند احکامی دارد که آن احکام به وسیله اقامه حجت برای عالم واضح و معلوم میشود و عمل آنها بر فرد عالم به تکلیف واجب است اما این احکام واقعی برای کسی که جاهل بین احکام نیز هست وجود دارد ((نماز ظهر و عصر واجب است حمد و سوره آهسته خوانده فقط مستحب است بسم الله الرحمن الرحیم را بلند بخواند )) اگر فرد جاهل بود و از روی جهالت بلند خواند شریعت به او تخفیف داده است و روایاتی که به این معنا دلالت دارد متواتر است از همین رو شیعه تسبیب را باطل میداند و تسبیب آن است که برخی فقهای اهل سنت گفتهاند که خداوند در واقع حکمی ندارد و هر آنچه مجتهد حکم کندهمان حکم واقعی الله است و بدین جهت فقهای شیعه را مخطئه میدانند.احکام بین عالم و جاهل ثابت است و فرقی نمیکند و در حق همه یکی است اگر چنانچه عالم به حکم شوی بهتر است اما اگر جاهل باشی اشکال ندارد.
9- تصحیح جعل امارات :
در صورت باز بودن باب علم و با وجود اشتراک احکام بین عالم و جاهل چگونه ممکن است شارع این اماره ظنیه را حجت قرار دهد در حالیکه اگر این اماره خلاف باشد مکلف دچار اشتباه میشود و مصلحت واقع از دست او میرود .
در این که اماره حجت است شکی نیست به این جهت بعضی از اصولیون در پاسخ به این شبهه گفتهاند که حجیت امارات از باب تبعیت به این معنا که در عمل به امارات مصلحتی وجود دارد که حتی اگر اماره مخالف با واقع هم باشد تدارک مصلحت واقعی را مینماید .
مثال : امام میفرماید به خبر واحد عمل کند همین که به دستور امام از خبر واحد تبعیت کنید کفایت میکند.
مرحوم مظفر میفرماید : حتی در صورتیکه اماره را از باب طریقت حجت بدانیم میتوان به شبههای که در این باره است جواب داد به دو نحوه 1- شارع میداند که به همان مقداری که مکلفین توسط قطع به واقع میرسند به واسطه اماره نیز به واقع میرسند .
2- شارع میداند که اگر امارات بر مکلفین حجت نباشد تحثیل علم در همه امور برای آنها امری مشکل و بعضا" محال است و به همین جهت همانطور که همه عقلا به امارات عمل میکنند شارع عمل به امارات را حجت قرار داده است . از اینرو هرگاه مکلف عمل به اماره نمود حتی در صورت خطا مستحق عذاب نیست.
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA