جنبش , حرکت , هیجان impulse
غیر قابل نظارت un controllable
هرچندکه :though ممکن بودن might
مسلوب الارادگی :automatism
موفق :successful
تخفیف دادن :mitigate جزئی partial
اغفال-فریب-اوهام deliusions
تا حدی to the extent مورد قضاوت قرار گرفتن :be judged as if گویی - مانند اینکه : as if
Strong impulse
هیجانات شدید
Even if uncontrollable
اگر غیر قابل کنترل باشد
Is not enough
کفایت نمی کند
Though it might amount to another defence such as automatism
اگر چه می تواند به حساب آید در دفاعیات دیگری مانند مسلوب الارادگی
(involuntary conduct)
(یک شرایط غیر ارادی)
Or is the case is one of, murder ,diminished responsibility which
یا اینکه در مورد قتل عمد منجر به مسؤولت تخفیف یافته ای شود
If the case is one of murder , diminished responsibility which , if successful ,would mitigate
اگر منتج به نتیجه بشود که بتواند موجب تخفیف بشود
So as to make the accused guilty only of manslaughter.
که متهم در اینصورت می تواند به عنوان مجرم قتل غیر عمد تلقی شود.
partial delusions may be sufficient,
اوهام جزئی ممکن است که کافی باشد
but only to the extent that the defendant is to be judged
اما تا حدی که متهم می تواند مورد قضاوت قرار گیرد
as if the facts with
گویی که وقایع
respect to which the delusion exists were real.
در ارتباط با آنچه که اوهام وجود دارد.
thus, if d kills p to be attacking him , he may be acquitted
اگر شخصی بنام دی بخواد شخصی بنام پی را بکشد با این فکر که شخص پی می خواسته به او حمله کند این می تواند موجب تبریه شود
if on the other hand ,he does so thinking he has been "divinely ord ained he is guilty of murder.
به عبارت دیگر او(متهم)این کار را انجام دهد با این فکر که دارای مأموریت الهی است او مجرم قتل عمدی تلقی می شود.
حمله attack
تبرئه شدن be acquitted
به عبارت دیگر on the other hand
تصور کردن tinking الهی : divinely
مقرر داشتن-ماموریت داشتن-مانور ordained
e)if proven , a plea of insanity results in averdict of not guilty by reason of insanity
و اگر دفاعیه جنون اثبات شود این می تواند منجر به جکم عدم مجرمیت به واشطه جنون شود.
اثبات شود proven
منجر شدن به : result inحکم-قرار verdict
دلیل : reason